مرتضى راوندى
391
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مىشد ، جز بعضى غلات و حبوب كه از كثرت جمعيت ، كفاف مردم را نمىداد و از ساير نقاط ماوراء النهر مىآوردند . كوه و ركت در اطراف بخارا كه دامنهء آن به اسروشنه و فرغانه مىپيوندد ، معادن بسيار دارد . و از آن معادن ، نوشادر و زاج و آهن و زيبق و مس و سرب و زر و چراغ سنگ و نفت و قير و زفت و فيروزه مىآوردند ، و زغالسنگ نيز از حدود فرغانه فراهم مىكردند . از بخارا ميوهء بسيار به مرو و خوارزم و سمرقند مىبردند . خراج بخارا در زمان رودكى ، يك ميليون و 168 هزار و 566 درم و پنج دانگ و نيم بود . » « 1 » وضع اقتصادى سمرقند سمرقند نيز از مناطق حاصلخيز آن روزگار بود ، و در مناطق كوهستانى آن ، زولفى و قازليغون ، و زرشك ، و در تپهها صنوبر و اورنگى و عصاى موسى ، و در جاهاى ديگر ، پنبه و انگور و ميوههاى ديگر فراوان بود . در كوهستانهاى آن ، از جانوران وحشى : گوزن ، غزال ، آهو ، عقاب و شاهين بسيار بود . مهمترين محصول آن ، شاليكارى و برنج بود . علاوه بر اين ، گندم ، يونجه ، جو ، شاهدانه ، ماش و كنجد و گياهان روغندار و پنبه و انواع سبزى و صيفى و انواع ميوه از قبيل خربوزه ، هندوانه ، انگور ؛ و كلم ، پياز و شلغم و چغندر در اين ناحيه به عمل مىآمد . تربيت كرم ابريشم و پرورش انواع چهارپايان ، از قديم ، در اين ناحيه معمول بود . « 2 » مصنوعات : صنايع دستى سمرقند ، از ديرباز ، جالب بود . از جمله مصنوعات مهم اين ناحيه كاغذ بود كه آن را به اقطار عالم صادر مىكردند . جامههاى سيمگون ، و سمرقنديه و ديگهاى بزرگ از مس و مرتبانهاى خوب و چرم اشتر و ركاب و دهانههاى ستور ، و تسمهها از كالاهاى مهم اين ناحيه است . يكى از كارهاى بازرگانى آن حدود بردهفروشى بود ؛ مخصوصا فروش غلامان و كنيزكان ترك معمول بود . سنگهاى ساختمان را از نزديكى سمرقند يعنى از كوههاى كوچك مجاور به نام كوهك ، مىآوردند . از همين مرتفعات ، گل مخصوصى براى ساختن ظروف و نوره و زجاج به شهر حمل مىكردند . شهر سمرقند در آن روزگار در حدود پانصد هزار جمعيت داشت و يكى از مهمترين مراكز فعاليتهاى تجارى بود . « 3 » وضع اقتصادى كرمان بطورى كه اصطخرى دربارهء كرمان اظهارنظر كرده است ، كرمان داراى مناطق گرمسير و سردسير است و بين شهرهاى آن بيابانهاى بزرگ فاصله است . ياقوت مىگويد كرمان در دورهء سلاجقه ، از بهترين و آبادترين بلاد بود ، ولى در قرن هفتم كه وى كتاب جغرافياى خود را مىنوشت ، شهرهاى آن خراب بود و كشتزارها بيحاصل و
--> ( 1 ) . محيط زندگى و احوال و اشعار رودكى ، پيشين . ص 18 - 17 ( به اختصار ) . ( 2 ) . ر ك : همان . ص 43 - 42 . ( 3 ) . ر ك : همان . ص 43 .